محمد تقي المجلسي (الأول)

117

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

تواند اورد و چون غير مالك اينعقد بكند مثل انكه گويد هر كس كه غلام گريختهء فلانكس را بياورد او راست ده تنكه برو لازمست كه انچه قبول كرده بدهد و عامل مستحق مزدى كه معيّن كرده‌اند مىشود بتسليم انچيز به مالك و جعالة عقديست جائز از جانب عامل و جاعل ليكن بعد از انكه عامل شروع در كار كند جاعل را فسخ نميرسد مگر اجرت انقدر كار كه عامل كرده بدهد و اگر چيزى كه كم شده پيش از عقد جعالة در دست كسى ايد او را مزد نيست و واجب است كه به صاحب باز دهد و اگر گويد هر كس اسپ گم شدهء مرا بياورد صد دينار بستاند پس جماعتى بياورند همه مستحق صد دينار مىشوند بشركت و چون كسى جعالة كند برين گونه كه هر كس غلام گم شدهء مرا از ده فرسخى بياورد مر او را ده دينار باشد پس كسى غلام گمشده را از نزديكتر بياورد مستحق مىشود از ده دينار انمقدار كه چون انرا بر ده فرسخ قسمت كنند حصّهء او شود و چون مالك و ان كس نزاع كنند در شرط مزد يا در انكه انچه گمشده در دست انكس در امده پيش از عقد و مستحق چيزى نيست يا در انكه انچه باز آورده نه انچيز است كه مقصود مالك بوده يا در جنس مزد كه زر است يا گندم يا در قدر انكه ده تنكه است يا صد تنكه سخن مالك معتبر است و ليكن سوگند ياد كند بر نفى انچه انكس مىگويد و چون سوگند ياد كند انكس راست كمتر از مزد و انچه دعوى مىكند مگر انكه انچه مالك مىگويد زياده باشد بر مزد كه انش بايد داد باب ششم در مسابقة و مرامات مسابقة عقديست ميان دو كس يا بيشتر در تاختن اسپ و مانند ان بر مالى كه هر كه پيشتر شود مال ازو باشد و مرامات عقديست بر تير انداختن و مانند ان بر مال كه هر كدام پيشتر بر نشانه زند يا دور تر اندازد مال ازو باشد و انعقديست مشروع و ثواب بسيار و منافع بيشمار دارد كه مقاتله با كفار است و عزت دين اسلام و حقتعالى بكلام معجز نظام ترغيب تمام بدان نموده و در ايهء كريمه وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ يعنى مهيّا داريد جهة مقاتله با كافران انچه توانيد از ادمى تير انداختن و اسپ نگاهداشتن و دوانيدن و مانند ان و اينعقديست صحيح بر تير و ناوك و تخش و نيزه‌هاى دست انداز كه انرا حربه گويند و شمشير و بر اسپ و استر و دراز گوش و شتر و فيل و درينعقد شرطست ايجاب و قبول از متعاقدان و بعد از ان عقد لازمست و هيچكدام را بيرخصت ديگرى فسخ نميرسد و شرطست در عقد مسابقه كه تعين كنند قدر دورى كه اسپ ميدوانند و تعيّن كنند انمالى را كه بدان عقد مىكنند و انكه انمال از ايشان باشد يا از ديگرى اجنبى و تعيين كنند اسپى كه ميدوانند و شرطست كه ان اسپ توانائى داشته باشد كه پيش شود و انكه انمال از انسابق ايشان يا محلل باشد و اگر شرط كنند مال از ان اجنبى باشد درستست نزد بعضى علما محلل كسى است كه درايد ميان ايشان بر انكه اگر سابق شود بر ايشان مال بستاند و اگر بر او سابق شوند چيزى ندهد و شرطست كه در مرامات بيان كنند عدد انداختن و عدد نشانه زدن و صفت ان مثل انكه بر نشانه رسد و نيفتد يا در نشانه بنشيند يا از ان بگذرد و شرطست بيان مقدار راه تا بنشانه و مقدار انمال كه بر ان عقد مىنمايند و بيان نشانه و انكه انچه مىاندازند از يكجنس باشد بانكه هر دو تير باشد يا تخش يا ناوك و شرط نيست كه تعيّن كنند كمانيكه از ان تير مىاندازند يا ان تير كه مىاندازند و برابر ايستادن و همچنين شرط نيست كه بيان كنند كه به مبادرت باشد يا بمحاطه و مبادرت مثل انست كه گويند هر كس از بيست تير كه اندازد پيشتر از پنج نشانه زند او سابق باشد و محاطه مثل انست كه گويند هر كس از بيست تير كه